نازل شدست حضرت جبریل چشم تو

خواندم به نام لحظه ی تحویل چشم تو


بعد از هزارقرن سراب و سکوت وسوز

حالا رسیده لحظه ی تبدیل چشم تو....

...به آیه های رویش خورشید و شعر و شهد

در انعکاس نغمه ی ترتیل چشم تو


حتی فرشتگان خدا دست به عصا

رد می شوند در گذر از نیل چشم تو


جای کلوخ و سنگ غزل پرت کرده اند

برخاک شهر طیر ابابیل چشم تو


تاریخ تازه ایست که قابیل کشته شد

با دست های حضرت هابیل چشم تو


شعری به وزن سبزی باران سروده ای

مفعول فاعلات مفاعیل چشم تو