پیشکش به پیامبر مهربانی
نازل شدست حضرت جبریل چشم تو
خواندم به نام لحظه ی تحویل چشم تو
بعد از هزارقرن سراب و سکوت وسوز
حالا رسیده لحظه ی تبدیل چشم تو....
...به آیه های رویش خورشید و شعر و شهد
در انعکاس نغمه ی ترتیل چشم تو
حتی فرشتگان خدا دست به عصا
رد می شوند در گذر از نیل چشم تو
جای کلوخ و سنگ غزل پرت کرده اند
برخاک شهر طیر ابابیل چشم تو
تاریخ تازه ایست که قابیل کشته شد
با دست های حضرت هابیل چشم تو
شعری به وزن سبزی باران سروده ای
مفعول فاعلات مفاعیل چشم تو
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 15:40 توسط حامدصافی
|
حامد صافی زادروزم دوازدهمین روز بهاری سال 1364 کارشناسی زبان وادبیات عربی از دانشگاه شهید چمران اهواز و کارشناسی ارشدزبان وادبیات فارسی از دانشگاه قم ودانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه فردوسی این وبلاگ اولین جایی است برای انتشار دل سروده هایم